تبلیغات

▄▀ مجله فوتبال 3 امتیاز ▄▀ - دایی باش، بباز و تشویق شو؛ استیلی باش و همیشه تخریب شو
منوی اصلی
نویسندگان
دوستان
صفحات جانبی
آرشیو وبلاگ
منوی آمار
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب ارسال شده: عدد
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
اخبار و مطالب جدید سایت
اخبار سایر خبرگزاری ها
امروز : 

دایی باش، بباز و تشویق شو؛ استیلی باش و همیشه تخریب شو

سایت 3 امتیاز ::این یك برداشت آزاد است. باشگاه پرسپولیس با علی دایی برخورد منصفانه ای نداشت و اگر این روزها سرخپوشان روزهای خوبی ندارند به دلیل همان رفتارهای باشگاه با سرمربی فصل گذشته این تیم است و البته همكارانی هم هستند كه رفتار باشگاه را در قبال علی دایی كاملا حرفه ای توصیف می كنند و معتقدند دایی با زیاده خواهی خود سرمربیگری این تیم را از دست داد.

این نوشته نه از روی تعصب به پرسپولیس است و نه دشمنی با این تیم مردمی. اگر امروز تصمیم گرفته ام این مطلب را به نگارش درآورم به دلیل مشاهده رفتارهای عجیب هواداران پرسپولیس و البته چهره یخ كرده حمید استیلی‌ای بود كه به واقع شب گذشته ساعت های تنهایی بدی را سپری كرد.

من نه تنها دوست دارم پرسپولیس نتیجه بگیرد بلكه از موفقیت استیلی شادمان هم می شوم. این نه از روی علاقه شخصی به استیلی است نه حتی تیمی خاص. این حق حمید استیلی است پس از دستیاری مربیانی مثل آری هان، دنیزلی و قطبی اكنون كه نیمكت مربیگری پرسپولیس را به دست آورده موفق شود. او به لحاظ فنی مگر از مربیان سابق این تیم حتی از خود علی دایی كه دو بار توانسته قهرمانی جام حذفی را كسب كند چه كم دارد؟ چه بسا كه سرخپوشان نسبت به فصل گذشته بازی روان تری را نمایش می دهند. البته ایرادهایی هم هست كه با توجه به حضور در هفته های ابتدایی بازی ها مشاهده چنین اشكالاتی نمی تواند مایه تاسف باشد. پرسپولیس مقابل شهرداری تبریز بازی خوبی انجام نداد. حتی بدتر از بازی با ملوان و شاهین بود اما آیا شعارهای منفی از نیمه اول بر كیفیت بازی بازیكنان تاثیر نگذاشت؟ آیا انگیزه ای برای كسی در این تیم گذاشت؟

ظاهرا هواداران، البته به اصطلاح هواداران پرسپولیس فراموش كرده اند كه در زمان مربیگری علی دایی نیز هفته ها طول كشید تا تیم شكل واقعی خود را پیدا كند و حتی با وجود سپری شدن هفته ها هرگز مسابقه ای نبود كه به لحاظ نمایش فوتبالی لذت و شعف یك فوتبال ناب در دل هوادار ایجاد كند. زحمات علی دایی در پرسپولیس بر كسی پوشیده نیست. او مرد سختكوشی است. بابت این سختكوشی همیشه او را تحسین كرده ایم و برای او هورا كشیده ایم اما این دلیل بر این نیست كه مربی دیگری را تا این حد تضعیف كنیم؟

تاكید می كنم كه زاویه دیدم به جریان های اتفاق افتاده در پرسپولیس دید هواداری نیست. به همان میزان كه دوست دارم تیمی مثل پرسپولیس با حمید استیلی موفق شود به همان میزان هم از پیروزی های تراكتورسازی با امیر قلعه نویی این مرد خوش فكر و كار بلد لیگ برتر خوشحال می شوم. از وجود مربی تازه كار و با انگیزه ای مثل ویسی در صبای قم لذت می برم و اینكه توانسته تلفیقی از بازیكنان جوان و با تجربه را اینچنین هماهنگ كنار هم به بازی بگیرد.

از سایپا با مجید صالح و جسارتش خوشم می آید و دوست دارم او هم در اولین سال سرمربیگری اش موفق باشد. از نوع فوتبالی كه بوناچیچ در سر دارد و و سپاهان متحول شده اش لذت می برم. از ذوب آهن با تفكرات تاكتیكی ابراهیم زاده مشعوف می شوم و در حسرت این هستم كه كاش این مرد تاكتیكی برای یك بار هم شده به جای نایب قهرمانی طعم قهرمانی را بچشد.

از استقلال و مردان كهكشانی اش هم لذت می برم و از موفق شدن ستاره های آبی به وجد می آیم. از هلهله بوشهری ها و آبادانی ها كه تفریحی جز فوتبال ندارند شادمان می شوم. حتی با وجودی كه به عملكرد و رفتارهای علی دایی در پرسپولیس انتقادهای زیادی وارد می دانم با این حال از اینكه با حضورش در راه آهن به تیمی كه همیشه برای سقوط نكردن می جنگیده شخصیت داده خوشحال هستم و دلم می خواهد دایی اگر جُنمی در مربیگری دارد روی نیمكت این تیم نشان و اینگونه به منتقدانش پاسخ دهد.

نگاه مشعوفانه به فوتبال و بی طرفی در نقد تیم ها را از استادم اردشیر لارودی كه همواره به شاگردی او مفتخر بوده ام، یادگرفته ام اما شب گذشته پرسپولیس ساعت های تلخی را گذراند و رفتارهای یكسویه هواداران این تیم من را بر آن داشت تا این مطلب را به نگارش در آورم. این را از بابت شكست خانگی مقابل شهرداری تبریز نمی گویم. شنیدن شعار هواداران پرسپولیس و مقابله آنها با تیم محبوب خود از اتفاقات نادری بود كه سرانجام برای هواداران سرخپوش اتفاق افتاد تا دیگر نتوانیم علاقه مندان به این تیم را جز معدود هوادارانی بدانیم كه تحت هر شرایطی خود را علاقه مند به تیم می دانند نه شخص خاص. زمانی این انتقاد به هواداران استقلال می شد كه از چهره های خاص روی سكوها دفاع می كردند اما اكنون آبی ها دست اتحاد به هم داده اند و پرسپولیسی ها جای آنها را گرفته اند.

به هیچ وجه قصد نقد علی دایی دایی و اینكه چرا او در یك سال اخیر به چهره محبوب هواداران پرسپولیس تبدیل شده را ندارم. پر واضح است كه در یك سال اخیر به یكباره چهره علاقه مندان به پرسپولیس دستخوش تغییراتی شده كه در تاریخ فوتبال این باشگاه سابقه نداشته است. همواره از این هواداران به عنوان نمادی از تعصب و حامی واقعی یاد می شد. هنوز دیر زمانی از روزهایی كه امثال دنیزلی، قطبی، وینگادا و كرانچار در این تیم حضور داشته نگذشته است. هنوز حافظه تاریخی مان ایراد پیدا نكرده تا وقایع اتفاق افتاده در زمان مربیگری این نفرات را فراموش كنیم. هوادار پرسپولیس همیشه به صبوری شهره بوده است.

پرسپولیس زمان دنیزلی چهار گل از حریفان می خورد اما هفته های بعدتر تعداد هوادارانی كه در ورزشگاه حضور پیدا و تیم را تشویق می كردند بیشتر می شد. سرخپوشان زمان قطبی كه نسبت به زمان حضور دنیزلی فوتبال كم كیفیت تری به نمایش می گذاشتند هم شكست را تجربه كردند به طوری كه نزدیك بود قهرمانی از دست برود اما باز تیم را تنها نگذاشتند و تیم را تشویق كردند. زمان وینگادا و كرانچار هم كه تیم وضعیت مطلوبی نداشت این تیم بود كه تنها نبود اما در یكی دو سال اخیر چه بر سر این علاقه مندان آمده كه همه چیز معطوف به یك نفر شده است؟

باید یقه چه كسی را گرفت؟ باید تمامی جریانات سكوها را یك حركت خودجوش نامید؟ بی تردید باور خط دادن به 70 هزار تماشاگر كار سختی است. حق هم هست كه باورش سخت باشد. كمتر پیش آمده در ورزشگاه آزادی تعداد مخالفان تیم به كل ورزشگاه سرایت كند و همه با هم تیم و سرمربی خود را بی غیرت بخوانند و این آفت، هواداران پرسپولیس را گرفت.

باید منطقی و واقع بین بود. ریشه این معضل جدید را باید از یك سال گذشته پیدا كرد. جایی كه شكاف بین دایی و كاشانی آغاز شد. همان روزهایی كه هواداران پرسپولیس به یكباره با وجود باخت های تیم و بازی های بد و یا حتی گلزنی بازیكنان، فقط نام دایی را بر سكوها جاری ساختند. این تخم لق و غلط از همان روزها در روی سكوهای پرسپولیس كاشته شد و متاسفانه كار به جایی رسیده كه به قول برخی همكاران كاش پرسپولیس برای فصل جاری هواداری نداشت. هواداری كه چشم خود را می بندد و گوشش را به دست عده ای سوء استفاده گر می دهد، همان بهتر كه در ورزشگاه نباشد.

پرسپولیس سال گذشته 5 بازی پشت سر هم باخت كه در تاریخ این باشگاه بی سابقه بود و تعداد شكست هایش در لیگ برتر دو رقمی شد و به عدد 10 رسید. پرسپولیس در آسیا در جمع 4 تیم چهارم شد اما همین هواداران دست از حمایت تیمشان نكشیدند و دایی را تشویق كردند. آنها به دایی فرصت دادند و این مربی برایشان قهرمانی آورد، حالا چه شده است كه از دقیقه 70 بازی اول در لیگ و از نیمه اول دیدار با شهرداری تبریز علیه تیمشان شعار می دهند. آیا آنها نمی دانند دایی هم اكنون سرمربی راه آهن است و مسئولیت دارد؟ پس با این حساب تشویق دایی چه سودی برای پرسپولیس دارد؟ هوادار پرسپولیس چه فكری می كند كه این كار را انجام می دهد؟ آیا آنها پیش خود فكر كرده اند كه این كار چه سودی برای تیمشان دارد؟ اگر از آنها بپرسید كه چرا این كار را انجام می دهند شاید بگویند می خواهیم به نحوه عملكرد مسئولان باشگاه اعتراض كنیم ولی آیا این كار منجر به موفقیت پرسپولیس می شود؟ آیا پرسپولیس با این اعتراض ها نتیجه می گیرد و قهرمان می شود؟ چرا كار به جایی رسیده كه همه كه روزی آرزوی حضور پرشمار تماشاگران در ورزشگاه را داشتند اكنون از اینكه 70 هزار هوادار در ورزشگاه حضور دارند دلهره و استرس دارند و كار به جایی رسیده كه خیلی ها می گویند اگر پرسپولیس بدون تماشاگر بازی كند، بهتر است؟ چطور است كه دایی پس از 5 شكست متوالی تشویق می شود اما همین تماشاگر استیلی را در بازی سوم بی غیرت می نامد؟

علی كریمی شب گذشته به موارد بسیار كلیدی اشاره كرده است. شاید علی دایی هم دوست نداشته باشد اینچنین در فریادهای هواداران به ظاهر ناراضی پرسپولیس باشد اما دایی بداند كه هستند افراد چاپلوس و متملق گویی كه برای عزیز كردن خود نزد او منافع 30 میلیون نفری را نادیده می گیرند و كام یك تیم را اینچنین تلخ می كنند.

بی تردید شب گذشته پرسپولیس نمایش خوبی در بعضی از دقایق بازی نداشت. ایرادهای فنی به این تیم وارد است.گویی در این تیم جز علی كریمی كسی توان دویدن نداشت. این خود بحث می خواهد و نقد فنی. اتفاقی كه باید در كمیته فنی باشگاه رخ دهد و ساعت ها روی آن بحث و بررسی شود اما چه كسی باید فرهنگ غلط سكوهای تیم را بررسی كند.

آیا نباید به كاشانی بابت بروز این رفتارها خرده گرفت؟ كانون هواداران باشگاه چه زمانی می خواهد وارد عمل شود؟ آیا لیدرهای این باشگاه شب گذشته بر جای خود خشكشان زده بود؟

به طور حتم حضور 70 هزار نفری هواداران در ورزشگاه آزدی گویایی تمامی هواداران این تیم در سرتاسر ایران نیست و هستند تماشاگرانی كه به هیچ وجه رفتار شب گذشته هواداران این تیم را نپسندیدند.

سال هاست كه بر طبل می كوبیم فرهنگ هواداری در ایران هیچ رنگ و بویی ندارد. در هیچ كجای دنیا هواداران تیم های محبوب اینچنین تیم خود را تنها نمی گذارند تا از سرمربی فصل گذشته خود حمایت های مشكوك كنند.

حمید استیلی روزهای سخت تری را باید انتظار بكشد. اگر قرار باشد این ناآرامی های مشكوك و بی سابقه ادامه داشته باشد و چاره ای منطقی برای آن پیدا نشود بی شك نه او و نه مربی دیگری كه قرار است روی این نیمكت باشد نمی تواند روی خوشی را ببیند. هواداران عزیز منصف باشید. آیا روزی كه حمید استیلی با پیراهن تیم ملی گل قرن را به ثمر رساند او را بی غریت می خواندید؟ چطور توانستید به كسی لقب بی غیرت بدهید كه همواره با پیراهن پرسپولیس و تیم ملی با جان و دل بازی كرده و به مانند هر مربی دیگری كه نیمكت داغ سرخپوشان نصیبش شده با ولع آن را پذیرفته او را تنها گذاشتید؟

به نظر می رسد دچار فراموشی مطلقی شده اید. فراموشی از نوع بی معرفتی و بی مهری. چطور حاضر شدید برای علی دایی وقت بگذارید و او را با وجود بازی های ضعیف تحمل كنید و این حق را برای مربی دیگری قائل نیستید؟ این روش برخورد درست نیست، درست هست؟


مطالب پربازدید
نظر سنجی
دیگر: